سر مار در خانه است
به روز شده در      جمعه 12 آبان 1402     -   Friday November 3 2023

نگارنده، مقاله زیر را در ایرانشهر فرهنگی شماره 29 در آدینه سوم آگست ۲۰۱۲ برابر با سیزدهم مردادماه ۱۳۹۱ در مورد گذشته تاریخی خلیج فارس نوشته است.
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
اخیراً بیانیه ای با عنوان «کوبیدن سر مار در ایران» به موضوع «سر مار در خانه است» اشاره شده است و هر نوع حمله ای به جمهوری اسلامی ایران را محکوم دانسته اند، غافل از این که در همه این سالها، باید حکومت جمهوری اسلامی را برای زیاده خواهی اش در فتح قدس از راه کربلا  و هم چنین یاری و کمک این رژیم را به حماس برای منشور ضد یهودی و ضد اسرائیلی محکوم کنند. امضا کنندگان این بیانیه که صریحاً خواسته های ملت ایران را که سالهاست از حماس و موضوع فلسطین فاصله گرفته اند، را نادیده گرفته و هیچ گاه بیانیه ای منتشر نکرده اند که  چرا حماس ، جهاد اسلامی الفتح و … هرگز از خیزش های ملت ایران پشتیبانی نکردند، در حالی که هم دولت و ملت اسرائیل و هم یهودیان سراسر جهان (منهای یهودیان ایران به خاطر سرکوب حکومتی) بارها و بارها از جنبش های متعدد ملت ایران علیه حکومت اسلامی پشتیبانی کرده اند. چرا این هشتاد نفر مجازات کسانی که در قتل عام هفت اکتبر مباشرت ‌و مشارکت داشته اند،  را محکوم‌ می‌کنند؟ به راستی چرا؟ 
 
سر مار در خانه است
 دانشمندان غربي بر اين باورند که انقلاب کبير فرانسه  و تنيده شدن نداي آزادي در جهان، سبب تولد ملی گرایی شده است. اما نگارنده از زمره کساني است که معتقد است، ملی گرايی و ميهن پرستی در اقوام باستانی نيز وجود داشته است. کافی است «اسطوره آرش» را با نگاهي به شعر زنده ياد سياوش کسرايی با يکديگر مرور کنيم:
... آری، آری جان خود در تير کرد آرش
کار صد ها صد هزاران تيغه شمشير کرد آرش
تير آرش را سوارانی که می راندند بر جيحون
به ديگر نيمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردويی فرو ديدند
و آنجا را از آن پس
مرز ايرانشهر و توران بازناميدند....
ايرانيان از سپيده دم تاريخ، تکليف حدود و ثغور خود را تعيين کرده اند. زمانی که تير آرش از کمان جهيد، حاکميت ملي ايران  نيز متولد شد. اين راهکار و اين انديشه نياکان ايرانزمين مفاهيم زير را در بر مي گيرد.
ايرانيان با تعيين حدود و ثغور برای سرزمين خودمفهومی به نام ميهن را پايه گذاري کردند. 
نياکان ما  در اسطوره آرش نه تنها به ايرانيان بلکه به جهانيان (با مرگ قهرمان تيرانداز يعني آرش)، جانفشاني در راه ميهن را خاطر نشان کردند.
 از همه مهمتر، مفهوم مخالف «اسطوره آرش»  اين است که ايرانيان با تعيين سرزمين برای خود اعلام کردند که آنها  را با سرزمين ديگران کاری نيست.
در درازای تاريخ  ايران زمين، دشمنان اين آب و خاک از يک سو و برخی حاکمان بی خرد ايراني - که پند نياکان را آويزه گوش قرار ندادند- از سوی ديگر،  تيره بختي بسيار بر ايران و ايراني روا داشتند.
تا رخداد انقلاب اسلامی، تکليف دوست و دشمن روشن بود ولی از فردای انقلاب اسلامی دشمن آب و خاک و هم چنين فرهنگ ايران زمين در وجود حاکم و حاکمان آن يعنی خمينی و بعدا خامنه ای و روحانيت شيعه خود فروخته متجلی شد، چند نمونه را با هم مرور کنيم: 
 پرچم ايران يعني نماد ملی ايران به  الفاظ عربی آغشته شد.
شير و خورشيد سرخ ايران را به هلال احمر تغيير نام دادند.
مجلس شورای ملی را به مجلس شورای اسلامی تغيير نام دادند.
خليج فارس را خليج اسلامی ناميدند.
و بی خردی خود را نيز در جنگ با عراق نشان دادند که با شعار "راه قدس از کربلا می گذرد" و به عبارت ديگر بر خلاف پند نياکان، دست اندازي به حاکميت ديگران را تبليغ کردند.
ما از همسايگان سرزمين مان که در درازای تاريخ، استقلال و حاکميت ايران زمين را بر نمی تابيده اند و يا  شرکت های چند مليتی مانند گوگل به خاطر منافع شان، چه انتظاری جز اين می توانيم داشته باشيم که خلاف همه مستندات تاريخي که ذکر آنها در اين مختصر نمي گنجد،* دريای پارس (خليج فارس) را خليج عربی نام گذاری کنند؟! ولي بايد توجه داشت دشمن اصلی ما که از هر خارجی ضد ايرانی تر است، دشمنی خانگی است. 
سر مار در خانه است، کاوه و فريدونی بايد که ضحاکان مار دوش را به بند کشند. يادمان باشد تاکتيک تبليغاتی اين مار خوش و خط و خال امروز تفاوت کرده است و لباس ملی پوشيده است و به دروغ روز خليج فارس اعلام مي کند و ليگ فوتبال خليج فارس راه می اندازد چرا که 
مي داند در حال حاضر ملت جز اين از او نمي پذيرد. اما به محض آن که خيالش برای ثبات حکومتش راحت شود نغمه های شوم ضد ملی خود را مجددا  ساز می کند ضمن آن که از هيچ يک ديگر از اقدامات ضد ملی خود دست نکشيده است. 
 
پانويس:
* درباره نام خليجفارس تا اوايل دهه 1960 هيچگونه بحث و جدلي در ميان نبوده و در تمام منابع اروپايي، آسيايي، امريکايي، دائرهْ المعارفها و نقشههای جغرافيايی اين کشورها و در تمام زبانها، اين خليج به همين نام ذکر شده است. به چند نمونه نگاه کنيم:
فردوسی «شاهنامه» پادشاهی اشکانيان:
ببين اين شگفتی که دهقان چه گفت
بدانگه که بگشاد راز از نهفت
به شهر کجاران به دريای پارس
چه گويد ز بالا و پهنای پارس
فلاويوس آريانوس در سده دوم ميلادي در آثار خود خليج فارس را "پرسيکون کااي تاس" که خليج فارس معنا می دهد استفاده کردهاست.
سطر هفتم كتيبه از زبان داريوش آمده است(ميگويد داريوش شاه، من پارسيام،از پارس، مصر را گرفتم، من دستور دادم اين جويبار (كانال) را كندند از سوی رودپيرآوه (پرآب = نيل) كه در مصر جاري است، كه به سوی دريای پارس می رود، سپس من اين جويبار را دستور دادم كندن و آنچنان كه دستور دادم كنده شد و ناوگان از اينجا،يعنی از مصر به آن سوی، يعنی پارس حركت كردند آنچنان كه مرا كام بود). 
در سطر دهم اين كتيبه با عبارت «ابی دريه تيه هچاپارسا اَئیتی»به صراحت به نام درياي پارس اشاره كرده و هيچ شكي وجود ندارد، آبهايي كه اكنون خليج فارس نام دارد آن زمان دريای پارس قلمداد میشدهاند.» 
بطلميوس نيز که جغرافیدانی عالیمقام بود و در قرن دوم قبل از ميلاد در يونان میزيست، در کتاب بزرگ خود از خليجفارس به نام پرسيکوس سينوس (Persicus Sinus) ياد کرده که دقيقاً به معنای خليجفارس است. 
لازم به توضيح اينكه علت استفاده از حرف ف به جاي پ و نام خليج به جاي دريا نفوذ الفباي عربي بوده است. زيرا در حروف الفباي عربي حرف "پ"وجود ندارد.
 
نویسنده: بیژن خلیلی
 
بیشتر بخوانید.....
تبلیغات
خبرگزاری ایرانشهر در شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت مربوطه به خبرگزاری ایرانشهر می باشد
Iranshahr News Agency Copyright ©