تکلمه ای بر سوکنامه آرمیتا گراوند، یکی دیگر از زنان جان باخته ایران زمین به دست دژخیمان جمهوری اسلامی
به روز شده در      جمعه 12 آبان 1402     -   Friday November 3 2023

دکتر اردشیر گراوند، جامعه شناس و اقتصاد دادن و رئیس پیشین مرکز آمار ایران، در واکنش به قتل حکومتی آرمیتا گراوند در سوکنامه ای با عنوان «سوگند به موهای آرمیتا،دختر ایران» نوشت: "دخترکم، بخواب، ما قومی هستیم که در طول تاریخ دنبال مقصر اعمالمان، بیرون از خودمان گشته ایم و تا روزی که اینگونه هستیم باید معصومیت نگاه تو را بخاک بسپاریم."
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
 
تکلمه ای از زبان مهسا، نیکا ، آرمیتا …
زنان ایران با گرو‌ گذاشتن گیسوان خود، آزادی ایران را به جان خریده اند. اعتراف نامه و سوگند دکتر اردشیر گراوند از طایفه لرها به موی مقدس آرمیتا (ها)، دختر ایران، پیام پیوند مردی «به روشنگری رسیده» به زنان صبور و شجاع این سرزمین است.
مردی که به درستی دریافته است که در صورت آگاهی مردان از راز گیسوان زنان برای نجات ایران، پیوندی مقدس صورت می گیرد که از آن پیوند، «ایرانی نوین» حاصل می گردد.
و این چنین است که آرمیتا (ها) هرگز نمی میرند. آنها مرگ و ابتذال مرگ آوران، را همیشه شکست می دهند تا آزادی، تا تداوم انسان و انسانیت زنده بماند. 
 
 
 
دلنوشته دکتر اردشیر گراوند در سوک آرمیتا «دختر ایران»
 
آرمیتا، تو نمیمیری دخترکم، من هر ساعت با تو می میرم نه از آنرو که تو چگونه مردی، بلکه از این رو که پدر خوبی برای تو نبودم.
اگر برای موی سرت مرده باشی، ننگ بدتری است بر من، چون در طول تاریخ حیات گراوندها هیچگاه موی سر مشمول حجاب نمی شد. در طایفه ما، موی سر مادران و دخترانمان حرمت داشت.
در سخت‌ترین شرایط زندگی، به موی سر زنان مان قسم می خوردیم و در تراز مقدس‌ترین مراجع حیاتمان بود؛
در مرگ عزیزترین کسانمان، زنان موی سرشان را می بریدند و بر روی جسد می ریختند؛
 در تعهدآورترین شرایط، موی سر خواهران و مادرانمان را واسطه می کردیم و هزاران قتل را فیصله می دادیم؛
در شادی هایمان، موی سر خواهران و مادرانمان به رقص می نشست و حنا و وسمه در طایفه ما به این خاطر عزیز بود که بر گیسوان شما می نشست؛
هیچگاه در تاریخ طایفه ما، موی تو ،قرائت جنسی نداشته است. موی تو ، تار و پود حیات اجتماعی و فرهنگی ما بوده، هست و خواهد بود و تا ما زنده ایم قرائت فقهی نخواهد گرفت. چون تو در بستر فرهنگ قوم لر و  در مکانی به نام کوهدشت  و در زاگرس و در زمانی به نام واسطه آرامش من زندگی کرده ای و تمام خواهران و برادران من، همواره به موی تو قسم خواهند خورد و بس.
دخترکم، اگر تو گرسنه بوده ای و ضعف کرده ای و مصدوم شده ای، باز هم ننگ بر من که نتوانستم در نظام اقتصادی و اجتماعی این کشور عدالتی را برقرار کنم تا تو فرزند کارگری نگون‌بخت نباشی که نتواند تغذیه ات را تأمین کند و این گونه صدمه ببینی.
من نمی‌دانم، به تو چه بگویم. ولی می دانم تو هر چه بوده ای و هرچه کرده ای، تربیت شده نظام تربیتی و آموزشی و فرهنگی این کشور بوده ای و این شده ای که بودی. آن نظام در اختیار تو نبوده و تو هیچ نقشی در این گونه شدنت نداشتی، این من بودم که سیستمی را طراحی  کرده ام که خروجی آن "آرمیتاهایی" شده است که نمی توانم تحملشان کنم و یا نه، شما نمی‌توانید زندگی را تحمل کنید. من زورم به خودم نمی رسد، زورم به شما می رسد و باید شما تاوانش را بپردازید.
من شرمنده ام دخترکم، بخواب، بخواب ما قومی هستیم در طول تاریخ دنبال مقصر اعمالمان بیرون از خودمان گشته ایم و تا روزی که اینگونه هستیم باید معصومیت نگاه تو را بخاک بسپاریم.
دخترکم، می دانی در تمام این روزها هر ساعت با تو مرده ام و تا زنده هستم هر لحظه در درد نبودنت خواهم مرد.
دخترکم، ما لایق داشتن شماها نبودیم و نگاه داشتن نسل طلایی یک کشور لیاقت می خواهد ما لیاقت داشتن شما را نداشتیم. ما ظرفیت داشتن شما را در خود ایجاد نکردیم ما می خواهیم که "شما مانند ما باشید" و این بدترین خطای بشر است.
 
 
بیشتر بخوانید.....
تبلیغات
خبرگزاری ایرانشهر در شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت مربوطه به خبرگزاری ایرانشهر می باشد
Iranshahr News Agency Copyright ©