صداقت ورزی در دروغ
به روز شده در      شنبه 24 مهر 1400     -   Saturday October 16 2021

پیرایه شبان
چند روز پیش ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور اسلامی ایران به طور حضوری در تخت جمشید گفت: «تخت جمشید به ستمگران پیام می‌دهد که عاقبت ظلم به مردم چیست». بی‌شک مخاطب آقای رئیسی پادشاهان در خاک خفته باستانی ایران در منطقه نبوده بلکه بی اثر کردن وجوه مثبت آنان مانند رواداری کوروش و رفتار دوستانه او با سایر ملل و برقراری نظم و قانون، و نیز خدشه دار کردن میراث فرهنگی در نزد ما ایرانیان بوده است. برای بررسی این رویکرد مذبوحانه و مکرر سران جمهوری اسلامی ایران نخست به چند توضیح پرداخته می شود.
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
MANSHOORY MIKE
حکایتی است به نام صداقت: در جنگلی خرسی سیاه به دیدار کلاغی رفت و گفت: در رابطه با کودکانم خسته شده ام و دارم فکر میکنم که شاید فاقد احساس شفقت ( Compassion) و همدلی با آنها هستم. کلاغ پاسخ داد: وانمود کن( به همدلی). خرس گفت: اما این «صادقانه نیست» و کلاغ پاسخ داد: این امر با « صداقت آغاز نمی شود.» 
این حکایت از آموزه های بودایی سرچشمه می گیرد و به درستی به چند نکته اشاره می کند که مهمترین آن این است که صداقت ورزی در پروسه ی انجام کارها نمایان می شود نه پیش از آن. به قول ارسطو اگر می خواهید شجاعت ورزی کنید به چند عمل شجاعانه مبادرت کنید. بنابراین اگر خرس حکایت می خواهد شفقت داشته باشد می بایست نخست اعمال همدلانه و مهربانانه با کودکان خود داشته باشد سپس میزان صداقت خود را بسنجد. از سوی دیگر باید دید که آیا افکار، باورها و رویکردهای ما در رابطه با خود و دیگران و جهان هستی از ابتدا به ساکن معتبر هست که در صداقت ورزی آن ها پافشاری کنیم یا نه. 
خانم ملانی کلاین روانشناس پسا فرویدی نظریات گسترده ای در رابطه با رشد ذهن کودکان دارد و  به سیستم های دفاعی روانی کودک اشاره می کند. به طور خلاصه در این نوشتار می توان چنین توضیح داد که ذهن کودک انسان در ابتدا برای درک جهان بیرون، افراد، اشیا و پدیده ها را به دو بخش خوب و بد تقسیم می کند. به طور مثال زمانی که مادر به او شیر می دهد مادر خوب است و زمانی که مادر غایب است از نظر کودک مادر بد است. مدتی طول می کشد که در ذهن کودک انسجام و یکپارچگی صورت گیرد و او آگاه شود که مادری که به دنبال کارهای خود رفته همان مادر مهربانی است که به او شیر می دهد و ذهن او از این دو پارگی خارج می شود. کودکان، در ضمن بنا بر نوع رفتاری که والدین دارند تصویری از خود در ذهنشان حمل می کنند چنانچه این تصویر، منفی باشد و کودک احساس کند ناخواستنی است و هم زمان به طور مثال کودک همسایه به نظر او فردی دوست داشتنی باشد این امر برای روان کودک به منزله تهدیدی بزرگ است. به طوری که روان او برای از هم نپاشیدن ذهن کودک متوسل به سیستم های دفاعی می شود و کودک همسایه را در ذهن او بی مقدار و  ناچیز و کم اهمیت جلوه می دهد. این مکانیزم دفاعی روان در بزرگسالی هم ادامه می یابد. 
در راستای این مطلب، تصویری که سران جمهوری اسلامی از خود حمل می کنند که نتیجه بازخورد ( feedback) ملت ایران در درازای 43 سال گذشته است تصویری بسیار منفی است. کافی است به زندگی و اعتراضات مردم در زندگی واقعی و  شبکه های اجتماعی ( مجازی) سری بزنید. بر اساس نظریات ملانی کلاین می توان نتیجه گرفت که نیکوداشت افرادی چون کوروش و میراث ارزشمند فرهنگ گذشته ایرانیان تهدیدی است به ذهنیت و موجودیت این نظام. شوربختانه این مقامات از بازخوردهای مردم به عنوان آینه ای که با واقعیت عملکرد خود رویرو شوند استفاده نکرده و نیاموخته اند همان گونه که در حکایت خرس و کلاغ به آن اشاره شد برای صادق بودن و پذیرفته شدن در جامعه می بایست کارهای مثبت و سازنده انجام داد نه دزدی،  فساد،  رانت خواری،  رشوه و در نهایت ستمکاری و اعدام و کشتار و...
مثال دردناک و بارز دیگر به هدر دادن وقت برای به کارگیری واکسن کووید است و پافشاری مسئولین حاکمیت در صداقت ورزی بی اساس در دشمنی با دولت های خارجی و بی مقدار جلوه دادن واکسن های خارجی که به کشته شدن هزاران ایرانی و سوکواری عمومی انجامید ، در ماههای اخیر بوده است.
به قول زنده یاد رضا بابایی در مورد سیاست فیدل کاسترو: « باورهای غلط از انسانهای خوب جنایتکار می سازد» او چهل سال شرافتمندانه ظلم کرد و کشورش را به بن بست کشاند تا جهانیان بدانند که آن چه کشوری را آباد می کند، « نیت ها نیستند، روش ها هستند». صداقت ورزی در دروغگویی، وارونه جلوه دادن تاریخ، بی مقدار کردن میراث فرهنگی ایرانیان، دشمن تراشی مدام نه تنها به رئیسی ها و همدستان او وجهه مثبت و خوب نخواهد داد بلکه این رویکرد رذیلت به شمار می آید نه فضیلت، مانند زیاده روی در تواضع. 
پر واضح است که خانه ها و اماکن و ابنیه در پروسه زمان و یا بر اثر تهاجم اقوام و گروههای متجاوز دچار تخریب می شوند با این وجود تخت جمشید با همه خرابی های به جا مانده از دل تاریخ برای ملت ایران هم چنان جنبه نمادین دارد. به طوری که ایرانیان به ورای خرابی های بیرونی رفته و به داشتن افرادی مانند کوروش در ذهن خود  به آن می بالند. ولو اینکه گفته های آقای رئیسی صحت داشته باشد، تخت جمشید به او نیز یادآور می شود:
هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان      ایوان مدائن را آیینه عبرت دان...
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما      بر قصر ستمکاران تا چه رسد خذلان
جالب اینجاست که  زمانی که رئیسی ها در درون کشور به تخریب این شکوه در ذهن ایرانیان می پردازند، خوشبختانه جهانیان بخش ارزشمند تاریخ ایران را مورد ستایش قرار می دهند و هم اکنون شهرداری تورنتو کانادا در حال مستقر کردن تندیس کوروش به عنوان سمبل رواداری به کمک گروهی از ایرانیان آمده است.  
ملت ایران پس از 43 سال تحت سلطه این رژیم ستمگر به خوبی می داند که این دولت نه به گذشته تاریخی و نه به زندگی کنونی ما اهمیت می دهد و تا زمانی که از سوی دولتهای خارجی حمایت می شود همین رویکردها ادامه خواهد یافت. با این وجود ملت ایران می تواند جدا از این حکومت،  در لایه ها و سطوح مختلف در زندگی فردی و جمعی خود تحولاتی ایجاد کند و به طور مثال به واکاوی روان فردی و جمعی خود بپردازد و آگاه شود که آیا همان مکانیزم های دفاعی رژیم مانند دشمن تراشی و ناچیز کردن دیگران را آیا در زندگی خود به کار می برد. به یاد داشته باشیم که تحول یک قبیله با تحول یک فرد آغاز می شود.
 
خانم ملانی کلاین روانشناس پسا فرویدی نظریات گسترده‌ای در رابطه با رشد ذهن کودکان دارد و به سیستم‌های دفاعی روان کودک اشاره می‌کند. بطور خلاصه در این نوشتار می‌توان چنین توضیح داد که ذهن کودک انسان در ابتدا برای درک جهان بیرون، افراد، اشیاء و پدیده‌ها، را به دو بخش خوب و بد تقسیم می‌کند به طور مثال، زمانی که مادر به او شیر می‌دهد، مادر خوب است و وقتی که مادر غایب است از نظر کودک، مادر بد است. مدتی طول می‌کشد که در ذهن کودک انسجام و یکپارچگی صورت گیرد و او آگاه شود مادری که به دنبال کارهای خود رفته همان مادر مهربانی است که به او شیر می‌دهد و ذهن کودک از این دو پارگی خارج می‌شود. کودکان، ----- به نوع رفتاری که والدین دارند، تصویری از خود در ذهنشان حمل می‌کنند، چنانچه این تصویر، منفی باشد و کودک احساس کند ناخواستنی و بد است و هم زمان به طور مثال کودک همسایه به نظر او و دیگران فردی دوست داشتنی باشد، این امر برای روان کودک به منزله‌ی تهدید بزرگی محسوب می‌شود. به طوری که روان او برای از هم نپاشیدن ذهن کودک متوسل به انواع سیستم‌های دفاعی می‌شود و بطور مثال کودک همسایه را در ذهن او بی‌مقدار، ناچیز و کم اهمیت جلوه می‌دهد تا کودک نسبت به خود احساس خوبی پیدا کند. 
چنانچه این یکپارچگی در ذهن کودکان ایجاد نشود، این نوع سیاه و سفید دیدن خوب و بد، زشت و زیبا دیدن دیگران و جهان می‌تواند در بزرگسالی هم او ادامه پیدا کند. 
جمهوری اسلامی مانند هر حکومتی از یک «سیستم» تشکیل شده و به نظر می‌رسد افراد و مسئولین که به سوی این سیستم گرایش دارند، دچار عدم یکپارچگی ذهنی که شرح آن در بالا داده شد، هستند بطوری که این گونه گسستگی و چند پارگی در ذهنیات و افکار در همه آحاد، تشکیلات و زندگی مردم (به وضوح) تسری و انتقال داده شده است: پروژه‌ها و کارهای نیمه تمام، زندگی دوگانه مردم در خانه و بیرون از آن، تظاهر به پاکدامنی و درستکاری و در پی آن دروغ و دزدی، وعده‌های توخالی و بی‌سرانجام رژیم، بی‌اعتمادی مردم نسبت به یکدیگر و رژیم، عدم یکپارچگی در مدیریت کشور ...
این «سیستم» چنان در خودشیفتگی خود غرق شده است که پس از گذشت ۴۳ سال و دریافت فیدبک از سوی ملت ایران نتوانسته است در روش‌های خود تغییری ایجاد کند و با توجه به اعتراضات گسترده مردم، تصویر خوبی از خود نیز حمل نمی‌کند. 
در نتیجه نیکو داشت افرادی چون کوروش و میراث ارزشمند فرهنگ گذشته ایرانیان می‌تواند به منزله‌ی تهدیدی برای موجودیت او باشد. 
و شوربختانه همان گونه که در حکایت خرس و کلاغ به آن اشاره شد، هنوز نیاموخته که برای پذیرفته شدن در جامعه ایران و جهانی می‌بایست کارهای مثبت و سازنده انجام دهد، نه دزدی، فساد و در بند کردن ایرانیان در زندانهای مخوف و ... 
مثال دردناک و بارز دیگر به هدر دادن وقت برای به کارگیری واکسن کووید بود و پافشاری مسئولین حاکمیت در صداقت‌ورزی بی‌اساس در دروغ، دشمنی با دولت‌های خارجی و بی‌مقدار جلوه دادن واکسن‌های خارجی که به کشته شدن هزاران ایرانی و سوگواری عمومی در ماههای اخیر انجامید. 
به قول زنده یاد رضا بابائی در مورد سیاست فیدل کاسترو:
«باورهای غلط از انسان‌های خوب جنایت کار می‌سازد. او چنان شرافتمندانه ظلم کرد و کشورش را به بن بست کشاند تا جهانیان بدانند که آنچه کشوری را آباد می‌کند «نیت‌ها نیستند، ارزش‌ها هستند.»
صداقت ورزی در دروغگویی وارونه جلوه دادن تاریخ، تقیه، بی‌مقدار کردن میراث فرهنگی ایرانیان، دشمن‌تراشی مدام نه تنها به رئیسی معنا و همدستان او وجهه مثبت و خوب نمی‌دهد بلکه این رویکرد رذیلت است نه فضیلت؛ مانند زیاده‌روی در تواضع که خود دلیل ادعاست. 
پرواضح است که خانه‌ها، اماکن و ابنیه تاریخی در پروسه زمان، یا بر اثر تهاجم اقوام و گروههای متجاوز، یا بی‌توجهی مسئولین مغرض و نداشتن فرهنگ و حس حفظ آثار باستانی، دچار تخریب می‌شوند. با این وجود، تخت جمشید با همه خرابی‌های به جا مانده از دل تاریخ برای ما ملت ایران همچنان با شکوه است و جنبه نمادین دارد. به طوری که ایرانیان در ذهن خود به ورای خرابی‌های بیرونی رفته و به داشتن سازندگان آن و به داشتن افرادی چون کوروش به خود می‌بالیم. 
آقای رئیسی به مانند بسیاری از افرادی مذهبی در ایران که خود را نماینده خدا بر زمین می‌دانند که البته هنوز مشخص نشده چگونه این نمایندگی را کسب کرده‌اند به نظر می‌رسد خود را پاک و منزه دانسته و از دریافت پیام خرابه‌های تخت جمشید مبرا می‌دانند و 
حیرت آور است که آقای رئیسی، ندای خرابه‌های تخت جمشید و «ستمگری» سلسله‌های پیشین ایران را شنیدند. اما فریاد بیش از ۸۰ میلیون ایرانی زنده را در ۴۳ سال گذشته که برای دادخواهی حقوق خود و طبیعت رو به نابودی ایران بوده را نمی‌شنوند!
آقای رئیسی! آیا خفقان حاکم در ایران، فقر و فحشا، دزدی، رانت‌خواری، قاچاق، زندانی کردن و شکنجه و اعدام بهترین فرزندان ایران، دزدی‌های کلان توسط عمال رژیم، قانون شکنی‌ها، زورگويی‌های مسئولین، فروش آب و خاک و دادن سرمایه‌های ملی ایران به بیگانگان، سؤاستفاده از ایمان مردم و غیره «ستمگری نیست؟!»
آقای رئیسی! چنانچه به ورای پرسونا و ماسک عبا و عمامه و کلابه می‌رفتید و اعمال خود و همدستانتان را به طور شفاف در آئینه ملت ایران می‌دیدید، بی‌شک این ندا را هم از تخت جمشید می‌شنیدید: 
هان! 
ای دل عبرت بین از دیده عبر کن، هان!
ایوان مدائن را آیینه عبرت دان
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خزلان

 

بیشتر بخوانید.....
تبلیغات
MANSHOORY MIKE
خبرگزاری ایرانشهر در شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت مربوطه به خبرگزاری ایرانشهر می باشد
Iranshahr News Agency Copyright © 2021